ma 2 ta

هرچه میخواهد دل تنگت...

پست ثابت:

بچه ها ی خواهشی ازتون دارم:

 

لطفا هرکی میاد نظر میذاره درست خودشو معرفی کنه و برام ایمیل ادرس

یا ادرس وبشو بذاره

 

خسته شدم ازین نظرهای ناشناس!!!!!!!!!!!!!

 

مررررررررررررررررررررسی

 

*نظرسنجی هم تو این پست غیرفعاله*

 

[ شنبه سی ام دی 1391 ] [ 19:44 ] [ eli ] [ ]
عذرخواهی...

سلام بچه ها

امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه ببخشید ک این مدت دیر ب دیر بهتون سر میزنم حجم درسام یکم زیاد شده دیگه وقت نمیکنم بیام نت

ممنونم از دوستایی ک تو این چند وقت کامنت گذاشتن و منو از یادشون نبردن ب موقع جبران میکنم

بازم شزمنده....خیلی واسم دعا کنید ک کنکور قبول شم

میبوسمتون           

[ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 ] [ 22:23 ] [ eli ] [ ]
خسته شدم...
 

دل استــ ديگر خستــه ميشود ...


بي حوصله ميشــود ...


از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ


از اين قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضيــح


از کلماتــــي که رابـــطه ها را به گند ميکشـــد


از اينـــ همه مهربانيــ کردن


و نا مهرباني ديدنــ , از ســـــــــــــنگ صبور بودن


و آخــــــــــــر هم مُهر ســـــنگ بودن خوردنـــــــ


از زهــــــر حرفـــ هايي که


تــــــا آخر عمـــــــر آدم را مـــــــي آزارد ...


خســــــــــــته ام ...


کـــــــــــــآش مـــيــشـد خـــــودمـــو يـــہ جـــــآيي جـــــآ بـــذارم...


و بـــرگـــردم بــبــيـنــم ...


ديــگـہ نـيــســتــم

 

[ جمعه بیست و یکم تیر 1392 ] [ 15:6 ] [ eli ] [ ]
برمیگردی؟

یه وقتایی هست که اونقدر داغ میشم که قلبم میخواد بترکه...

 


یه وقتایی هست که اونقدر ناراحتم که دلم میخواد داد بزنم...

 


یه وقتایی هست که اونقدر گیج میشم که نمیدونم باید چیکار کنم....

 


یه وقتایی هست که ضربان قلبم مثل زلزله nریشتری تنم رو تکون میده...


 

تازگي ها هم انقدر حواسپرت شدم...همش بهم ميگن چته ؟چي شده؟ مشكليه؟

 


منم فقط با خنده نگاهشون مي كنم...

 


اونا از غم و غصه من كه خبر ندارن....

 


نمیدونم چی میخوام....نمیدونم برنامه ام چیه...ناراحتم,عصبانی ام,تنم میلرزه,میترسم,............

 


فکر کنم ! این موقع ها:

 


دلم تو رو میخواد.

 


بهت احتیاج دارم

 


برگرد...

 

 

[ شنبه پانزدهم تیر 1392 ] [ 21:43 ] [ eli ] [ ]
بهانه
زندگي كردن كه به همين راحتي ها نيست جان من!


بايد باشد بهانه هايي كه نبودشان نابودت كنند...


مثل خنده هاي كسي


نگاه خاصي


صدايي


چشم هايي


تكه كلام هايي..


اصلا ادم بايد براي خودش نيمكت دونفره اي داشته باشد...


تا عصر به عصر به ان سر بزند..


شب كه شد بايد شب بخيرهايي را بشنود..


بايد باشند كوچه ها و خيابان و پياده روهايي كه از قدم هايت خسته شده اند..


فنجان هاي قهوه اي كه فالشان عشق باشد..


ميزي در كافي شاپ بايد شاهد خاطرات ادم باشند..


بايد باشند ريتم ها و موسيقي هايي كه دگرگونت كنند..


حتي بايد بوي عطري خاص در زندگيت حس شود..


دست خطي كه دلت را بلرزاند..


عكسي كه اشكت را در آورد..


بايد باشند...

ب این راحتی ها نیست....

[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 21:2 ] [ eli ] [ ]
ی کم شووخی بد نیستا!

مـرد جـوان در راهـروی بـیـمـارسـتـان ایـسـتـاده، نـگـران و مـضـطـرب. در انـتـهـای کـادر در

 

 بـزرگـی دیـده مـی شـود بـا تـابـلـوی "اتـاق عـمـل"چـنـد لـحـظـه بـعـد در اتـاق بـاز و دکـتـر

 

جـراح– بـا لـبـاس سـبـز رنـگ – از آن خـارج مـی شـود. مـرد نـفـسـش را در سیـنـه حـبـس

 

 مـی کـنـد دکـتـر بـه سـمـت او مـی رود. مـرد بـا چـهـره ای آشـفـتـه بـه او نـگـاه مـی

 

کـنـد...دکـتـر: واقـعـاً مـتـاسـفـم، مـا تـمـام تـلاش خـودمـون رو کـردیـم تـا هـمـسـرتـون رو

 

نـجـات بـدیـم. امـا بـه عـلـت شـدت ضـربـه نـخـاع قـطـع شـده و هـمـسـرتـون بـرای هـمـیـشـه

 

 فـلـج شـده. مـا نـاچـار شـدیـم هـر دو پـا رو قـطـع کـنـیـم، چـشـم چـپ رو هـم تـخـلـیـه

 

کـردیـم... بـایـد تـا آخـر عـمـر ازش پـرسـتـاری کنـی، بـالـولـه مـخـصـوص بـهـش غـذا بـدی،

 

 روی تـخـت جـابـجـاش کـنـی، حـمـومش کـنـی، زیـرش رو تـمـیـز کـنی و بـاهـاش صـحـبـت

 

 کـنـی...اون حـتی نـمـی تـونـه حـرف بـزنـه، چـون حـنـجـره اش آسـیـب دیـده...بـا شـنـیـدن

 

صـحـبـت هـای دکـتـر بـه تـدریـج بـدن مـرد شـل مـی شـود، بـه دیـوار تـکـیـه مـی دهـد. سـرش

 

 گـیـج مـی رود و چـشـمـانـش سـیـاهـی مـی رودبـا دیـدن ایـن عـکـس الـعـمـل، دکـتـر

 

لـبـخـنـدی مـی زنـد و دسـتـش را روی شـانـه مـرد مـی گـذارد و مـیـگـویـد: خخخخخ,شـوخـی

 

 کـردم بـابـا... زنـت هـمـون اولـش مُــرد^_^.


 

[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 16:1 ] [ eli ] [ ]
زندگی چه میگوید؟

امروز كه از خواب بيدار شدم از خودم پرسيدم :



زندگی چه می گويد؟


جواب را در اتاقم پيدا كردم،



... سقف گفت : اهداف بلند داشته باش!



پنجره گفت : دنيا را بنگر!



ساعت گفت : هر ثانيه با ارزش است!



آيينه گفت : قبل از هر كاری به بازتاب آن بينديش!



تقويم گفت : به روز باش!



در گفت : در راه هدف هايت سختی ها را هُل بده و كنار بزن!



زمين گفت : با فروتنی نيايش كن

 

تخت خواب گفت:ولش کن بابا<بگیر بخواب!



[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 18:6 ] [ eli ] [ ]
دنیای پسرا...

ﺩﻧـﯿـﺎﯼ ﭘـﺴـﺮﺍ


ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﭘـﯿـﺮﺍﻫـﻦ ﻭ ﺷـﻠـﻮﺍﺭ

ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﮐـﺘـﻮﻧـﯽ ﻭ ﮐـﺎﻟـﺞ ﻭ ﺍﺩﮐﻠﻦ


ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﻗـﺮﺍﺭ ﺑـﺎ ﺭﻓـﯿـﻘـﺎﺷـﻮﻥ


ﺗـﻠـﻔـﻨـﻬـﺎﯼ 1 ﺩﯾـﻘـﻪ ﺍﯼ ﺑـﺎ ﻣـﻮﺿـﻮﻉ ﭼـﯽ ﮐـﺎﺭﻩ ﺍﯼ


ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑـﺮﯾـﻢ ﺑـﭽـﺮﺧـﯿـﻢ؟ !؟!


... ﺳـﯿـﮕـﺎﺭ ﮐـﺸـﯿـﺪﻥ ﻫـﺎﯼ ﻧـﺼـﻒ ﺷـﺐ ﺟـﻠـﻮﯼ


ﭘـﻨـﺠـﺮﻩ ﯼ ﺍﺗـﺎﻕ


ﯾـﻪ ﯾـﺎﺩﮔـﺎﺭﯼ . . .


ﺣـﺮﻓـﯽ ﺩﺭ ﮐـﺎﺭ ﻧـﯿـﺴـﺖ ﻗـﻮﻟـﯽ ﻭﺟـﻮﺩ ﻧـﺪﺍﺭﻩ ﻫـﻤـﻪ ﺗـﻮ


ﺩﻝ ﺧـﻮﺩﺵ ﻣـﯿـﻤـﻮﻧـﻪ . . .


ﺁﻫـﻨـﮓ ﮔـﻮﺵ ﺩﺍﺩﻧـﺎﯼ ﻧـﺼـﻒ ﺷـﺐ ﺗـﻮ ﺍﺗـﻮﺑـﺎﻧـﺎ . . .


ﺑـﺎ ﻧـﺎﺭﺍﺣـﺘـﯽ ﺑـﻪ ﯾـﻪ ﻋـﮑـﺲ ﻧـﮕـﺎﻩ ﮐـﺮﺩﻥ


ﺩﻭﺵ ﮔـﺮﻓـﺘـﻦ ﻫـﺎﯼ 5 ﺩﯾـﻘـﻪ ﺍﯼ


1000 ﺑـﺎﺭ ﺍﯾـﻦ ﺟـﻤـﻠـﻪ ﺭﻭ ﺗـﮑﺮﺍﺭ ﮐـﺮﺩﻥ : ﺑـﻪ ﻣـﺎ


ﻧـﻤـﯿـﺨـﻮﺭﯼ ﺁﺧـﻪ . . .


ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻧـﺎﯼ ﺷـﺒـﻮﻧـﻪ : ﮔـﻮﺭﺑـﺎﺑـﺎﺵ

 

 ﮐـﻪ ﮐـﻠـﯽ ﻏـﻢ ﭘـﺸـﺘـﺶ ﻧـﺸـﺴـﺘـﻪ


ﻛـﻠـﻤـﻪ ﻫـﺎﻱ ﺭﻣـﺰﻱ ﻛـﻪ ﻓـﻘـﻂ ﺧـﻮﺩﺷـﻮﻥ ﻣـﻌـﻨـﻴـﺸـﻮ


ﻣـﻴـﺪﻭﻧـﻦ


ﺭﺍﺯﺍﻳـﻲ ﻛـﻪ ﻓـﻘـﻂ ﺧـﻮﺩﺷـﻮﻥ ﺍﺯﺷـﻮﻥ ﺧـﺒـﺮ ﺩﺍﺭﻥ


ﮔـﭙـﺎﯼ 4 - 5 ﻧـﻔـﺮﻩ ﺩﻭﺭِ ﻣـﯿـﺰ ﺑـﺎ ﻧـﺴـﮑـﺎﻓـﻪ ﯾـﺎ ﺭﻭ ﯾـﻪ


ﺗـﺨـﺖ ﺑـﺎ ﻗـﻠـﯿـﻮﻥ ، ﻣـﺴﺨﺮﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﻫﻤﺪﻳﮕﻪ


ﺷـﻮﺧـﯽ . . . ﮔـﺎﻫـﯽ ﺑـﺤـﺚ ﻫـﺎﯼ ﺟـﺪﯼ ﺩﺭﺑـﺎﺭﻩ ﯼ


ﺁﯾـﻨـﺪﻩ ﻭ ﮐـﺎﺭ


ﺩﻧـﯿـﺎﯼ ﭘـﺴـﺮﺍ ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﭘـﯿـﺮﺍﻫـﻦ ﻫـﺎﯼ ﻣـﺮﺩﻭﻧﻪ ﻭ


ﺗـﻨـﻬﺎﯾـﯽ ﻭ ﺭﻓـﯿـﻘـﺎﺷـﻮﻥ . . .


ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﺗـﻠـﺎﺵ ﺑـﺮﺍﯼ ﻣـﺨـﻔـﯽ ﮐـﺮﺩﻥ


ﻏـﻤـﺎﺷـﻮﻥ . . . !!!!!!!!!


دقت کن:::::::


ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﺗـﻠـﺎﺵ ﺑـﺮﺍﯼ ﻣـﺨـﻔـﯽ ﮐـﺮﺩﻥ


ﻏـﻤـﺎﺷـﻮﻥ . . . !!!!!!!!!

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 17:48 ] [ eli ] [ ]
روز پدر

پ مثل پناه

 

پ مثل پدر....همانکه نبودش مرگ غرورم را رغم زده

 

و جای خالیش اندوه بار بر سرم هوار میکشد

 

کاش من هم پدر داشتم تا بجای خیرات هدیه میدادم...

 

روز همه باباها مبارک

 

بابایی روحت شاد و یادت گرامی...همیشه هستی اینجا وسط قلبم

 

[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 20:21 ] [ eli ] [ ]
دوست دارم
وقتی آغوشت را به روی آرزوهايم باز می كنی


آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم


كه جز آرامش آغوشت


تمام آرزوهای خواستنی ديگر را از ياد می برم...


دوستت دارم !
 

فقط همين!

 

۱سالگیمون مبارک عزیزم

 



[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 13:27 ] [ eli ] [ ]